على زمانى قمشه اى
342
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
پيش از آنكه موسى بن ميمون اين اثر را در مصر معرفى كند ، بازنويسى كرده است ( به نوشتهء قفطى ابن ميمون و يكى از شاگردانش ، يوسف بن يحيى معروف به ابن شمعون ( بن سمعون ) ، اصلاح را ظاهرا در حدود 581 / 1185 بازنويسى كردند . نسخهء اسكوريال كه در قرن هشتم / چهاردهم در مغرب ( مراكش ) استنساخ شده است بايد از روى بازنويسى اخير باشد كه اندكى با نسخهء برلين تفاوت دارد . در قرن نهم / پانزدهم ، اصلاح در بخش شرقى قلمرو اسلامى اشاعه يافت . در واقع ، نسخهء برلين در 1229 در دمشق استنساخ شد و قطب الدّين شيرازى ( 634 - 710 ) گزيدهاى از اصلاح المجسطى را فراهم كرد . كتاب جابر در غرب تأثيرى بسيار فراتر داشت . در اندلس آثار ابن رشد و بطروجى ( قرن ششم / دوازدهم ) به وضوح از نقد جابر بر مجسطى تأثير گرفتند . بطروجى در مقدمهء اثر معروفش ، كتاب الهيئة ، از جابر و زرقالى بهعنوان منجمانى ياد كرده كه با آراى بطلميوس مخالفت كردهاند ) . گذشته از موسى بن ميمون ، ديگر مؤلفان يهودى نيز به اين اثر علاقهمند بودند . دو ترجمهء عبرى از اصلاح موجود است : اولى از موسى بن تبّون در 672 - 673 / 1274 كه نسخهء خطى آن احتمالا به خط مؤلف است و دومى ترجمهاى از برادرزادهء او يعقوب بن ماحر كه ساموئل بن يهودا اهل مارسى در 735 - 736 / 1335 ( با استفاده از نسخهاى عربى كه خود مدتى قبل در آرل رونويسى كرده بود ) آن را بازنويسى كرد . نظريات جابر را ديگر مؤلفان يهودى از قرن هفتم تا يازدهم / سيزدهم تا هفدهم نقل كردهاند . علاوه بر اين ، حدود بيست نسخهء خطى از ترجمههاى لاتينى اصلاح سراغ داريم كه دوتاى آنها به خط رگيومونتانوس است . همهء اين ترجمهها و همچنين چاپ اصلاح بهوسيلهء پتر آپيان ( نورنبرگ 1534 ) ، در انتشار اين اثر در اروپا سهيم بوده